..:: فناوری در خدمت آموزش ::..

این وبلاگ در جهت ارئه موضوعاتی با محوریت آموزش و پرورش, پیش دبستانی و دبستانی و آموزش کودکان استثنایی و بهداشت روانی می باشد.

مونتسوری، آموزگار بزرگ کودکان
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: روشهای نوین تدریس

                    

   روش های نوین آموزش و پرورش کودکان

نمی دانم با روش های جدید آموزش و پرورش در دنیا تا چه میزان آشنایید. آیا چه کتاب هایی در این زمینه در ایران، انتشار یافته است. تلاش کردم تجربیات و آموزش هایی را که خود دیده ام، با شما در میان بگذارم. تجربیات و آموزش هایی که نگاه مرا به کودکان و جهان تغییر داد. پس، آن چه می خوانید از کتاب ویژه ای برداشت نشده است و بویژه هیچ کتابی به فارسی در این زمینه ندیده ام. این ها نتیجه سالیان دراز جستجو است. پیش کش به همه پدر و مادرهایی که نگران آینده کودکان خویش هستند.

مونتسوری،  آموزگار بزرگ کودکان

( کودکان می آموزند که از خود، از دیگران و از محیط زیست مراقبت کنند.

 نظم از درون آزادی زاده می شود.

 اجازه دهید که کودکان بنا بر طبیعت واقعی خویش، آزادانه رشد کنند.)

از افکار ماریا مونتسوری

ماریا مونتسوری در چیراویل در ایالت آنکونا در ایتالیا  در سال ۱٨٧۰به دنیا آمد.

در سال ۱٨٩۶در دانشگاه رم دکتر شد. او نخستین پزشک زن در ایتایا بود. او همه زندگی خویش را در راه پیشرفت کودکان نهاد. نخستین مرکز کودکان را در جهان در ششم ژانویه ۱٩۰٧ در یکی از فقیرترین محلات رم  بنیاد نهاد.

پنجاه نفر از کودکان ٣ تا۶ سال در این مرکز ثبت نام کردند. با پدر و مادرهایی بی سواد،فقیر. آن ها گریه می کردند. ترسیده بودند و هیچ نمی دانستند.

 


                    

روش های نوین آموزش و پرورش کودکان

نمی دانم با روش های جدید آموزش و پرورش در دنیا تا چه میزان آشنایید. آیا چه کتاب هایی در این زمینه در ایران، انتشار یافته است. تلاش کردم تجربیات و آموزش هایی را که خود دیده ام، با شما در میان بگذارم. تجربیات و آموزش هایی که نگاه مرا به کودکان و جهان تغییر داد. پس، آن چه می خوانید از کتاب ویژه ای برداشت نشده است و بویژه هیچ کتابی به فارسی در این زمینه ندیده ام. این ها نتیجه سالیان دراز جستجو است. پیش کش به همه پدر و مادرهایی که نگران آینده کودکان خویش هستند.

مونتسوری،  آموزگار بزرگ کودکان

( کودکان می آموزند که از خود، از دیگران و از محیط زیست مراقبت کنند.

 نظم از درون آزادی زاده می شود.

 اجازه دهید که کودکان بنا بر طبیعت واقعی خویش، آزادانه رشد کنند.)

از افکار ماریا مونتسوری

ماریا مونتسوری در چیراویل در ایالت آنکونا در ایتالیا  در سال ۱٨٧۰به دنیا آمد.

در سال ۱٨٩۶در دانشگاه رم دکتر شد. او نخستین پزشک زن در ایتایا بود. او همه زندگی خویش را در راه پیشرفت کودکان نهاد. نخستین مرکز کودکان را در جهان در ششم ژانویه ۱٩۰٧ در یکی از فقیرترین محلات رم  بنیاد نهاد.

پنجاه نفر از کودکان ٣ تا۶ سال در این مرکز ثبت نام کردند. با پدر و مادرهایی بی سواد،فقیر. آن ها گریه می کردند. ترسیده بودند و هیچ نمی دانستند.

پس از شش ماه، هزاران انسان از تمام قاره های زمین به دیدار این مرکز شگفتی آفرین شتافتند.

او اساس کار را بر اعتماد، احترام به کودکان و تجربه مستقیم از زندگی نهاد.

در سال ۱٩۰٩او نخستین دوره کارآموزی آموزگاران را برای آموزش سیستم خویش برقرار کرد.

او عاشق زمین، آسمان و کودکان بود.

وی نماینده مردم ایتالیا در دو کنفرانس جهانی زنان شد: ۱٨٩۶در برلین. ۱٩۰۰در لندن.

در سال ۱٩۱۵در نیویورک مرکز خود را ایجاد کرد. او به وسیله ادیسو ن و الکساندر گراهام بل به آمریکا دعوت شده بود. گراهام بل در نامه ای به او نوشت:

ما افتخار می کنیم که سیستم آموزش و پرورش شما در آمریکا به راه افتاده است.

در سال ۱٩۱٧دولت اسپانیا از او دعوت کرد تا سیستم و انستیتوی تخقیقات خود را در آنجا ایجاد کند.

در سال ۱٩۱٩به آموزش آموزگاران در لندن پرداخت.

در سال ۱٩۲٩ جامعه بین المللی مونتسوری در آمستردام بنیاد نهاده شد.

در سال ۱٩٣۴ به سبب مخالفت با فاشیسم موسولینی، مجبور شد که از ایتالیا برود. او به بارسلونا گریخت و از آن جا به کمک یک انگلیسی موفق به فرار شد.

در سال ۱٩٣٨در هلند و در سال ۱٩٣٩در هند مراکز جدیدی ایجاد کرد.

در ۱٩۴٧ مرکز مونتسوری انگلیس را ایجاد نمود.

وی سه بار در سال های ۱٩۴٩ و ۵۰ و ۵۱نامزد جایزه صلح نوبل شد.

وی در سال ۱٩۵۲ در هلند درگذشت.

امروزه هزاران مهد کودک و مدرسه در جهان به نام مونتسوری وجود دارد. هزاران آموزگار در طی دوره هایی با سیستم او آشنا می شوند.

او می گفت: آموزش باید از پیش از تولد تا شش سالگی، بر مبنای حرکت، عمل، تماس مستقیم با طبیعت باشد.

وی دوره های آموزشی برای آموزگارانی که با کودکان زیر چهار سال کار می کنند ایجاد کرد و معتقد بود که این دوران مهم ترین دوره برای آموزش و فراگیری است.

ساختار آموزشی مونتسوری به سه گروه تقسیم می شود:

کودکان از یک تا سه ساله.

کودکان از سه تا شش ساله.

کودکان از شش تا دوازده ساله

دوره یک تا سه ساله:

در یک آموزشگاه مونتسوری، کودکان در سن های گوناگون با هم در یک گروه کار می کنند و آموزش می بینند. آن ها از یکدیگر می آموزند، به یکدیگر کمک می کنند. تنبیه و تشویقی وجود ندارد. کودکان می اموزند که از خود، از دیگران و از محیط زیستشان مراقبت کنند.

پایه آموزش بر مشاهده، آزادی شخصی و پیوند با محیط زیست نهاده شده است.

 

کودکان آزادند که تا هروقت خواستند بازی کنند. پس از بازی، اسباب بازی و میز و صندلی را به جای خود بازگردانند و یا این که بازی نکنند.

در این روش، آموزش پیش از تولد و حداکثر همزمان با آن آغاز می شود.

آموزش در تمام زمینه ها، بر این مبنا که کودک راهش را به سوی آزادی و استقلال تا به آخر بپیماید.. به گمان وی، نظم یعنی مراقبت اجتماعی و ارزش های آن. یعنی کنترل خود، حس مسئولیت و همکاری با جمع.

آموزش در زمینه های گوناگون از تولد تا سه سالگی:

* موسیقی. موسیقی و سخن گفتن قبل از تولد آغاز می شود. باید کودک به موسیقی گوش کند. وسایل بازی به صورت و وسایل موسیقی باشد. کودک حتا در شکم مادر باید موسیقی گوش کند. یک ضرب المثل زیمبابوه ای می گوید: کسی که راه می رود ، می تواند برقصد. کسی که سخن می گوید، می تواند آواز بخواند. در طول روز برای کودکتان برقصید. آواز بخوانید.

* کشف. کودک در همین سن شروع به کشف جهان می کند. با رنگ ها و شکل ها به یاری او بشتابید. اسباب بازی ها باید در این زمینه به او کمک کند.

* زبان. در سه سال اول بسیار مهم است. کودک را در گفتگوها شرکت دهید. با او حرف بزنید. لالایی بخوانید.

* هنر. باید کمک کنید تا هنر در زندگی کودک جاری باشد. دست های او را ورزش و پرورش دهید. به او دستی بدهید که بتواند به آن اعتماد کند. چشمی که ببیند. روحی که احساس کند.

کشیدن با گچ. بریدن کاغذ و چسبانیدن آن به دید هنری او کمک می کند. به دیوار اتاقش نقاشی و تصاویر هنری بیاویزید.

* گیاه و جانور. فضایی از عشق به گیاه و جانور بیافرینید. با او به جنگل و به کنار دریا بروید. به صدای پرندگان و موج گوش کنید. بگذارید هر روز ساعتی را در طبیعت بگذراند. وقتی که راه افتاد با او به چیدن میوه و گل بروید. برایش مدل حیوانات برای اسباب بازی بخرید. بگذارید با گل و خاک و سنگ بازی کند.

* ریاضی و علوم.  یک آموزگار کافی نیست که کودکان را دوست داشته باشد و درکشان کند. او نخست باید هستی را دوست داشته باشد و درک کند.

بازی با سنگ و خاک را با کودکان آغاز کنید. نترسید. دریا، ابرها، ستاره ها را با کودک تماشا کنید. در این باره با او حرف  بزنید. مانند کودکان.

نحست خودتان باور کنید که در بهشت زندگی می کنید. خانه شما توپی است که گرد حورشید می گردد.

با او بشمارید. وزن کنید. با قدم زدن اندازه بگیرید. با انگشتان بشمارید. ستاره ها را، درخت ها را بشمارید.

* محیط زیست. کودکان را در تمیز کردن خانه، شستن ظرف ها، گرد گیری، تهیه غذا شریک کنید. از یک تا چهار سالگی، کودکان را به این کارها عادت دهید.

کار خانوادگی در هر سنی پایه آموزش است.

- بگذارید که لباس هایش را درآورد. بپوشد. نگه داری کند.

- باغبانی کند. تمیز کند.

- غذا بیاورد. ببرد. تشکر کند. خواهش می کنم را یاد بگیرد. خودتان باید بگویید و بکنید تا او نیز فرا گیرد.

گاندی می گوید: شادی از کار برمی خیزد.

* تمرکز. تمرکز بر هر کاری را به او بیاموزید. تمرکز بر روی ساختن یک حانه با شن. تمیز کردن یک هویج. نقاشی کردن.

به هنگام کار وسایل واقعی در اختیارش بگذارید.

همه وسایل باید جای مشخصی داشته و همه خانواده از آن اطلاع داشته باشند.

کودکان تنها در تجربه رشد می کنند. در کار.

* آموزش با آموزش ، نه با تصحیح کردن. کودکان را تصحیح نکنیم، مگر در مواردی که حطرناک است. همیشه به او حق انتخاب بدهیم:( می خواهی بروی بخوابی یا این که اول یک قصه گوش کنی!)

* اسباب بازی. اسباب بازی های چوبی بهتر هستند، زیرا به واقعیت نزدیک ترند. اسباب بازی نه تنها در اتاق کودک بلکه باید در محیط زندگی باشد. هنگام درست کردن یک اسباب بازی غوری به او کمک نکنید. به او اعتماد داشته باشید. وقتی دارد کاری انجام می دهد، به کار او احترام بگذارید.

سن ٣ تا ۶ سالگی

همان روش ها را ادامه دهید. آموزش باید آزادانه، در طبیعت و زنده و همراه با بازی و شادی باشد.

*

در زمینه جغرافیا یک کره جغرافی در این سن کمک بزرگی است. آگاهی کودک را پیرامون زمین، ستارگان، دریاچه و دریاها با این وسیله بالا ببریم. نام دریاها و اقیانوس ها را یاد دهیم. ویدیو های مناسب در این زمینه زیاد هستند. تماشای غروب آفتاب. رفتن لب دریا و جمع کردن گوش ماهی و بازی با شن هم چنان زمینه فراگیری علوم هستند.

*

هنگام شب با تماشای ستارگان، به او ستاره شناسی و جهت یابی یاد دهیم.

*

 با اب بازی. درست کردن حباب با صابون، بازی با آهن ربا، باتری و لامپ های کوچک، شمع و چراغ قوه و ایجاد سایه ها ، دانش فیزیک او را گسترش دهیم.

در تمام این آموزش ها باید مانند یک کودک به آموزش نگاه کرد. بادکنک ها و ساختن بادبادک و پرواز دادن آن می تواند بسیار کمک کند.

فرورفتن چیزها در آب یا ماندن آن ها روی آب را با بازی و آزمایش یاد دهیم. بازی های بسیار ساده در یک روز زمستانی در خانه و با یک تشت آب.

*

 وقت ان است که یک طبقه از یک قفسه را در خانه برای طبیعت در اختیار او بگذارید. یک سنگ زیبا از کنار دریا، یک گوش ماهی، لانه ی اٿتاده یک پرنده، فسیل، برگ، گلی خشکیده می تواند اولین موزه کوچک  طبیعت را برای او ایجاد کند.

*

در حیاط یا بالکن ظرفی برای غذای پرندگان بگذارید.

با او به پارک بروید و به پرندگان و ماهی ها غذا بدهید.

*

در زمینه تاریخ پیدایش زمین و قصه های گذشته با او حرف بزنید.

داستان ادم های معروف را تعریف کنید.

با نقشه، کره، پرچم ها در باره کشورها به او بیاموزید. در باره لباس ها، رقص ها، موسیقی کشورهای مختلف با عکس و فیلم به او بیاموزید.

*

یک موزه کوچک هنر برایش ایجاد کنید. یک طبقه از یک قفسه کافی است.

رنگ، کاغذ، قلم باید همواره در اختیارش باشد.

*

دست ها باید به کمک فکر بشتابند تا اندازه ها را فرا بگیرد.

اندازه ها، وزن ها، را با کمک دست و وسایل خانه به او یاد بدهیم.

به تلفن جواب بدهد.

عدد های ساده و جمع وتفریق های ساده را به هنگام خرید و بازی یاد بدهیم.

سن ۶ تا ۱۲

دوران فراگیری همکاری و آرامش و صلح. پس باید زبان دیگری فرا گیرد. اگر کودکی دوزبانه است، حال باید زبان سوم را یاد بگیرد.

مرحله ی عبور از مواد و موجودات قابل لمس به دنیای خیال و مجردات.

دوره حرکت به سوی اخلاق و زیرکی.

صلح، همکاری، آرامش از درون ما و خانه ی ما آغاز می شود.

شش سالگی، تولدی دوباره است.

برنامه کار او باید بر دیوار اتاقش باشد.

دوره استفاده از نقشه، نمودار، آزمایش و تجربه های شخصی است.

*

بیوگرافی. نوشتن بیوگرافی را از پدر و مادر، دوستان وفامیل باید آغاز کرد. اطلاعاتی چون: تولد. ازدواج. تحصیلات. کار. اخلاق. روابط فامیلی.

باید به او آموخت که هر لحظه از زندگی، در تمام کاینات، تازه و منحصربفرد است. لحظه ای که هرگز قبل ار آن نبوده و هرگز دوباره نخواهد بود.

ما نباید تنها به آن ها بگوییم که پایتخت فرانسه پاریس است و دو به اضافه دو چهار می شود، بلکه باید به او بگوییم که:

تو می دانی که کی هستی؟ یک معجزه! یک معجزه یگانه! در یک میلیون سال گذشته کودکی چون تو نبوده است و نخواهد بود. نگاه کن! به دستانت. به پاهایت. به انگشتانت. تو می توانی شکسپیر یا میکل آنژ یا بتهوون باشی. تو ظرفیت همه چیز را داری. بله! تو یک معجزه ای!

*

وقت است که انسان و تاریخ را بهتر بشناسد.

- از شش تا هشت سالگی. دوران قبل از تاریخ. انسان و گیاه و جانور چگونه پیدا شد.

- هشت تا ده سالگی. تمدن ها. پیدایش شهر ها و کشورها.

- ده تا دوازده سالگی. تاریخ انسان. در این هنگام رفتن به موزه ها و استفاده از فیلم ها برای یاد دهی این موارد بسیار مفید هستند:

- غذا. لباس. جنگ. دفاع. وسایل روشنایی. ارتباطی. هنرها

- کار. بازی. دانش.

- عشق. خودشناسی.

*

وقت آن است که تخیلات او به عمل درآید.

ساختن کاردستی، نقاشی، نوشتن داستان، شعر بنیادهای جامعه گرایانه را در او برپا می دارد.

حال باید قفسه ای برای کارهای خودش داشته باشد. کارهایی که در یک سفر به یک مزرعه یا انجام یک مصاحبه یا یک پژوهش ساده تهیه کرده است. آلبومی از عکس ها و نقاشی ها یش.

فراموش نکنیم که آموزش باید آزادانه و با آزمایش و همراه بازی و شادی باشد. کودک باید درس هایش را زندگی کند.

 حالا نه تنها با دستانش کار می کند. با چشمانش می بیند و با احساساتش، حس می کند؛ بلکه با تخیلات و آرزوهایش بال می گیرد و پرواز می کند.

حالا با خواندن کتاب ، می تواند همبال دیگران پرواز کند.

حالا می تواند به دو یا سه زبان سخن بگوید و ٿکر کند.

حالا می تواند شنا کند. موسیقی بنوازد. نقاشی کند یا ...

دنیای او، اینک رنگین کمانی از نور، رنگ، موسیقی و رقص است.

سبز و سرو باشید

منبع

http://mahmoodkavir.com

 با تشکر از آقای محمود کویر