..:: فناوری در خدمت آموزش ::..

این وبلاگ در جهت ارئه موضوعاتی با محوریت آموزش و پرورش, پیش دبستانی و دبستانی و آموزش کودکان استثنایی و بهداشت روانی می باشد.

تاثیرات هفتگانه تکنیکهای آینده پژوهی بر کیفیت یادگیری
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: روشهای نوین تدریس ،یادگیری

  تاثیرات هفتگانه تکنیکهای آینده پژوهی

بر کیفیت یادگیری

  برای کسانی که یادگیری تکنیک ها و روش های آینده پژوهی را آغاز کرده اند، یادگیری مطالب مربوط به مطالعه آینده و روندهای آن مانند دیگر علوم و فنونی که ممکن است تا کنون آموخته باشند، تنها به عنوان مقوله ای مجزا و مشخص در نظر گرفته می شود.
این در حالی است که یادگیری فنون آینده پژوهی به نوبه خود می تواند به بهبود کیفیت یادگیری افراد کمک کند. از این رو وقتی کسی به حوزه آینده پژوهی قدم می گذارد تنها به یادگیری مجموعه ای از فنون و روش ها و کسب دانش آینده مبادرت نمی کند، بلکه ناخودآگاه کیفیت یادگیری خود را ارتقا می دهد و این امر سبب می شود تا بتواند در یادگیری دیگر مطالب، علوم و تخصص ها مهارت بیشتری را به دست آورد. می توان این تاثیر را تاثیر اجتماعی یا آموزشی و حتا دانشگاهی آینده پژوهی دانست.


برخلاف مطالب علمی بسیاری که در دوران آموزش عمومی مانند آنچه که در دبیرستان آموزش داده شده و فرا گرفته می شود و هیچگاه در هیچ مقطعی از زندگی فردی و اجتماعی مراجعه ای به آنها نداریم ( مانند معادلات چند مجهولی و فرمول هایی که در جبر و مثلثات یا ریاضی جدید از آنها سخن به میان می آید)، با یادگیری روش های آینده پژوهی می آموزیم که چگونه یاد بگیریم و این یادگیری را در هر جنبه ای از زندگی روزمره می توان پیاده سازی کرد. به این ترتیب آینده پژوهی هم دانش است و هم ابزاری کمکی در خدمت بهبود کیفیت و مهارتهای فردی و اجتماعی یادگیری.
در یک بررسی کلی از این فنون و مهارتها، حداقل فنونی که در میان بسیاری از آینده پژوهان متعارف و مرسوم است، با هفت تاثیر اصلی رو به رو می شویم که در این گفتار به مرور اجمالی آنها می پردازیم:
۱) افراد زمانی به بهترین شکل مطلبی را یاد می گیرند که بتوانند آن را برای انجام کاری سازنده به کارببرند.
به بیانی دیگر یادگیری در حین انجام یک کار یکی از بهترین شیوه های یادگیری و آموزش است. وقتی افراد تحقق هدف کار خود را در عمل ببینند و درک کنند آنچه در نظر گرفته شده بود، اینک در حال اجرا است؛ می فهمند آنچه آموخته اند، قابل پیاده سازی شدن می باشد. این یعنی همان آفرینش چشم انداز یا سناریو پردازی.
۲) افراد زمانی به بهترین شکل مطلبی را می آموزند که بتوانند خودشان اطلاعات مورد نظر را پیدا کنند و وقتی این تاثیر بیشتر می شود که دریابند موضوع مورد نظر آنها پیش از این مورد علاقه دیگران نیز بوده است. این یعنی همان پایش محیطی.
۳) حداکثر یادگیری زمانی محقق می شود که مطلب آموخته شده از یک آموزگار فرا گرفته شده باشد. در گروه ها یا کارگاه های آموزشی آینده پژوهی از هر فرد مشارکت کننده این انتظار می رود که آنچه را آموخته با دیگران به اشتراک بگذارد و آن را با مشارکت دیگر فراگیران گسترش دهد.
این رویکرد در آنچه که با عنوان مطالعات میان رشته ای در برخی فعالیت های آینده پژوهی مشاهده می شود، همخوانی دارد.
۴) افراد زمانی به بهترین شکل مطلبی را می آموزند که پیوستگی اجزای آن مطلب را با موضوعات مرتبط درک کنند. آنها درک تمامی متغیرها و موضوعات مرتبط با هم را در یک نظام کلی که خود متشکل از نظام های کوچکتری است، بهتر حاصل می کنند.
به بیانی دیگر افراد نیازمند آن هستند که کل تصویر را به همراه جزئیات آن مشاهده کنند. اگر ترکیبی از ساختار و کنترل بر آنچه که آموخته می شود، مشاهده شود؛ فرایند کنترل آموزش توسط فرد فراگیر قابل اجرا خواهد بود. این پدیده در تفکر سیستمی و نیز آفرینش تصویر بزرگ روی می دهد. در یک دوره آموزشی آینده پژوهی مشارکت کنندگان با جزئیات سر و کار پیدا می کنند و در حین نگارش سناریو آنها را به عنوان یک کل در نظر می گیرند.
۵) دانشجویان و دانش آموزان زمانی بهترین یادگیری را دارند که شیوه یادگیری خود را درک کنند.
در یک دوره استاندارد آینده پژهی هر مشارکت کننده آزمونی را می گذراند تا شیوه های یادگیری و کاری خود را معین کند و نتایج این آزمون با یک کارشناس آینده پژوهی در میان گذاشته می شود تا دیدگاه ها و نظرهای او برای سنجش دانش و مهارت آینده پژوهان مبتدی دریافت شود.
۶) افراد زمانی می توانند به بهترین شکل ممکن یادگیری داشته باشند که اطلاعات لازم در اختیار تمامی حواس پنجگانه آنها گذاشته شود. تکنیک های یادگیری فراوانی در قالب برنامه ها، تمرین ها، مباحث، حرکت ها، موسیقی، داستان سرایی و شبیه سازی در دوره های آینده پژوهی گنجانده می شود که همگی آنها حواس پنجگانه را درگیر می سازند.
۷) افراد نیازمند یادگیری فنونی هستند که بتواند کل عمر آنها و نیز سلامتی آنها را افزایش دهد، نه تنها عمر مادی آنها را، بلکه مدت زمان مفید یادگیری آنها را (و نه فقط تا امتحان بعدی!).
مشارکت کنندگان در دوره های آینده پژوهی می آموزند تنها آن بخش از عمر آنها جزو بخش مفید زندگی آنها محسوب می شود که مطلبی را در ارتباط با حال یا آینده آموخته باشند یا به دیگران تعلیم داده باشند.
بر این اساس، با یادگیری فنون و مهارت های آینده پژوهی به استقبال جهانی از کیفیت برای بهبود یادگیری خود و همنوعان خود می رویم

منابع :

http://ictarticle.blogfa.com/
نوشته: سید علیرضا حجازی