سنگ، ثروت و عشق

در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان وندیمان ثرتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و............

نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد وبا هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت وان را کناری قرار داد ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل ان سکه های طلا ویک یاداشت پیدا کرد

پادشاه نوشته بود:هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.

/ 4 نظر / 43 بازدید
فریده

میلاد عطرآگین شافع روز جزا، شهسوار شب معراج ، تکبیر عشق ، تکثیر مهربانی تلاوت خوبی تبسم سبز هستی، مبلغ عشق و مهربانی ، مبشر خرد و آگاهی ، بانی حدیث کسا ، استجابت دعای عارفان حضرت ختمی مرتبت ، محمد مصطفی (ص) بر شما مبارک باد.

امين تقي پور

سلام خسته نباشید مطلب سه پرسش از سقراط را خواندم بسیار سورمند بود

فریده

باز كن پنجرهها را كه نسيم روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد و بهار روي هر شاخه كنار هر برگ شمع روشن كرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فرياد زدند كوچه يكپارچه آواز شده است و درخت گيلاس هديه جشن اقاقي ها را گل به دامن كرده ست باز كن پنجره ها را اي دوست و بهاران را باور كن عید تان مبارک باد[گل][گل][گل]

وكام2

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]