مونتسوری، آموزگار بزرگ کودکان

                    

روش های نوین آموزش و پرورش کودکان

نمی دانم با روش های جدید آموزش و پرورش در دنیا تا چه میزان آشنایید. آیا چه کتاب هایی در این زمینه در ایران، انتشار یافته است. تلاش کردم تجربیات و آموزش هایی را که خود دیده ام، با شما در میان بگذارم. تجربیات و آموزش هایی که نگاه مرا به کودکان و جهان تغییر داد. پس، آن چه می خوانید از کتاب ویژه ای برداشت نشده است و بویژه هیچ کتابی به فارسی در این زمینه ندیده ام. این ها نتیجه سالیان دراز جستجو است. پیش کش به همه پدر و مادرهایی که نگران آینده کودکان خویش هستند.

مونتسوری،  آموزگار بزرگ کودکان

( کودکان می آموزند که از خود، از دیگران و از محیط زیست مراقبت کنند.

 نظم از درون آزادی زاده می شود.

 اجازه دهید که کودکان بنا بر طبیعت واقعی خویش، آزادانه رشد کنند.)

از افکار ماریا مونتسوری

ماریا مونتسوری در چیراویل در ایالت آنکونا در ایتالیا  در سال ۱٨٧۰به دنیا آمد.

در سال ۱٨٩۶در دانشگاه رم دکتر شد. او نخستین پزشک زن در ایتایا بود. او همه زندگی خویش را در راه پیشرفت کودکان نهاد. نخستین مرکز کودکان را در جهان در ششم ژانویه ۱٩۰٧ در یکی از فقیرترین محلات رم  بنیاد نهاد.

پنجاه نفر از کودکان ٣ تا۶ سال در این مرکز ثبت نام کردند. با پدر و مادرهایی بی سواد،فقیر. آن ها گریه می کردند. ترسیده بودند و هیچ نمی دانستند.

پس از شش ماه، هزاران انسان از تمام قاره های زمین به دیدار این مرکز شگفتی آفرین شتافتند.

او اساس کار را بر اعتماد، احترام به کودکان و تجربه مستقیم از زندگی نهاد.

در سال ۱٩۰٩او نخستین دوره کارآموزی آموزگاران را برای آموزش سیستم خویش برقرار کرد.

او عاشق زمین، آسمان و کودکان بود.

وی نماینده مردم ایتالیا در دو کنفرانس جهانی زنان شد: ۱٨٩۶در برلین. ۱٩۰۰در لندن.

در سال ۱٩۱۵در نیویورک مرکز خود را ایجاد کرد. او به وسیله ادیسو ن و الکساندر گراهام بل به آمریکا دعوت شده بود. گراهام بل در نامه ای به او نوشت:

ما افتخار می کنیم که سیستم آموزش و پرورش شما در آمریکا به راه افتاده است.

در سال ۱٩۱٧دولت اسپانیا از او دعوت کرد تا سیستم و انستیتوی تخقیقات خود را در آنجا ایجاد کند.

در سال ۱٩۱٩به آموزش آموزگاران در لندن پرداخت.

در سال ۱٩۲٩ جامعه بین المللی مونتسوری در آمستردام بنیاد نهاده شد.

در سال ۱٩٣۴ به سبب مخالفت با فاشیسم موسولینی، مجبور شد که از ایتالیا برود. او به بارسلونا گریخت و از آن جا به کمک یک انگلیسی موفق به فرار شد.

در سال ۱٩٣٨در هلند و در سال ۱٩٣٩در هند مراکز جدیدی ایجاد کرد.

در ۱٩۴٧ مرکز مونتسوری انگلیس را ایجاد نمود.

وی سه بار در سال های ۱٩۴٩ و ۵۰ و ۵۱نامزد جایزه صلح نوبل شد.

وی در سال ۱٩۵۲ در هلند درگذشت.

امروزه هزاران مهد کودک و مدرسه در جهان به نام مونتسوری وجود دارد. هزاران آموزگار در طی دوره هایی با سیستم او آشنا می شوند.

او می گفت: آموزش باید از پیش از تولد تا شش سالگی، بر مبنای حرکت، عمل، تماس مستقیم با طبیعت باشد.

وی دوره های آموزشی برای آموزگارانی که با کودکان زیر چهار سال کار می کنند ایجاد کرد و معتقد بود که این دوران مهم ترین دوره برای آموزش و فراگیری است.

ساختار آموزشی مونتسوری به سه گروه تقسیم می شود:

کودکان از یک تا سه ساله.

کودکان از سه تا شش ساله.

کودکان از شش تا دوازده ساله

دوره یک تا سه ساله:

در یک آموزشگاه مونتسوری، کودکان در سن های گوناگون با هم در یک گروه کار می کنند و آموزش می بینند. آن ها از یکدیگر می آموزند، به یکدیگر کمک می کنند. تنبیه و تشویقی وجود ندارد. کودکان می اموزند که از خود، از دیگران و از محیط زیستشان مراقبت کنند.

پایه آموزش بر مشاهده، آزادی شخصی و پیوند با محیط زیست نهاده شده است.

 

کودکان آزادند که تا هروقت خواستند بازی کنند. پس از بازی، اسباب بازی و میز و صندلی را به جای خود بازگردانند و یا این که بازی نکنند.

در این روش، آموزش پیش از تولد و حداکثر همزمان با آن آغاز می شود.

آموزش در تمام زمینه ها، بر این مبنا که کودک راهش را به سوی آزادی و استقلال تا به آخر بپیماید.. به گمان وی، نظم یعنی مراقبت اجتماعی و ارزش های آن. یعنی کنترل خود، حس مسئولیت و همکاری با جمع.

آموزش در زمینه های گوناگون از تولد تا سه سالگی:

* موسیقی. موسیقی و سخن گفتن قبل از تولد آغاز می شود. باید کودک به موسیقی گوش کند. وسایل بازی به صورت و وسایل موسیقی باشد. کودک حتا در شکم مادر باید موسیقی گوش کند. یک ضرب المثل زیمبابوه ای می گوید: کسی که راه می رود ، می تواند برقصد. کسی که سخن می گوید، می تواند آواز بخواند. در طول روز برای کودکتان برقصید. آواز بخوانید.

* کشف. کودک در همین سن شروع به کشف جهان می کند. با رنگ ها و شکل ها به یاری او بشتابید. اسباب بازی ها باید در این زمینه به او کمک کند.

* زبان. در سه سال اول بسیار مهم است. کودک را در گفتگوها شرکت دهید. با او حرف بزنید. لالایی بخوانید.

* هنر. باید کمک کنید تا هنر در زندگی کودک جاری باشد. دست های او را ورزش و پرورش دهید. به او دستی بدهید که بتواند به آن اعتماد کند. چشمی که ببیند. روحی که احساس کند.

کشیدن با گچ. بریدن کاغذ و چسبانیدن آن به دید هنری او کمک می کند. به دیوار اتاقش نقاشی و تصاویر هنری بیاویزید.

* گیاه و جانور. فضایی از عشق به گیاه و جانور بیافرینید. با او به جنگل و به کنار دریا بروید. به صدای پرندگان و موج گوش کنید. بگذارید هر روز ساعتی را در طبیعت بگذراند. وقتی که راه افتاد با او به چیدن میوه و گل بروید. برایش مدل حیوانات برای اسباب بازی بخرید. بگذارید با گل و خاک و سنگ بازی کند.

* ریاضی و علوم.  یک آموزگار کافی نیست که کودکان را دوست داشته باشد و درکشان کند. او نخست باید هستی را دوست داشته باشد و درک کند.

/ 0 نظر / 35 بازدید